تبلیغات
ما بهم گره خوردیم مثه نخ و سوزن! - بت اعتماد دارم

ما بهم گره خوردیم مثه نخ و سوزن!

نفهمیدیم چی شد اما گره ی بهم خوردنمون یهو کور شد!

آنگاه که چشم بسته ، روی طنابی که یک سرش در دست تو بود بند بازی می کردم ، دریافتم که همیشه در عشق ، مسئله اعتماد بوده است میان چشم های بسته ی من و دستان لرزان تو

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیرماه سال 1390 ساعت ساعت 13 و 43 دقیقه و 15 ثانیه توسط نخ عاشق سوزن نظرات |


آخرین مطالب
» رمز 21+29=50
» خدا جون چه غلطی بکنم؟
» زندگی جوجویی!12+ عسک
» زندگی جوجویی11
» اهم اهم
» خالی!
» خب!
» زندگی جوجویی!10
» گذشته
» زندگی جوجویی!8
» زندگی جوجویی!7
» روزه!
» ماه رمضون
» زندگی جوجویی!6
» واای!

Design By : RoozGozar.com