تبلیغات
ما بهم گره خوردیم مثه نخ و سوزن! - زندگی جوجویی!6

ما بهم گره خوردیم مثه نخ و سوزن!

نفهمیدیم چی شد اما گره ی بهم خوردنمون یهو کور شد!

دغوا دعوا دعوا...قهر آشتی قهر آشتی قهر آشتی

نمی دونم با این وعض کارمون به کجا می کشه

اما هرجا هس اایشالا جدایی نباشه

جدایی مرگه آخه!

امروز سحر هوس کردم بگم دوسش دارم اس دادم

اما وقتی جواب داد دلم یه جوری شد و زود گفتم خوباشز

دوسش دارممممممممممممممم

غیر قابل لنکارههههه

 


نوشته شده در دوشنبه دهم مردادماه سال 1390 ساعت ساعت 12 و 14 دقیقه و 53 ثانیه توسط نخ عاشق سوزن نظرات |


آخرین مطالب
» رمز 21+29=50
» خدا جون چه غلطی بکنم؟
» زندگی جوجویی!12+ عسک
» زندگی جوجویی11
» اهم اهم
» خالی!
» خب!
» زندگی جوجویی!10
» گذشته
» زندگی جوجویی!8
» زندگی جوجویی!7
» روزه!
» ماه رمضون
» زندگی جوجویی!6
» واای!

Design By : RoozGozar.com